شاید یک راه حل تشکیل دادگاهی است.
تشکیل دادگاهی با عجله و اعلام کیفر خواستی بمانند یک بیانیه سیاسی و نه یک سند حقوقی و در تیر رس قرار دادن تنها و تنها صداهای غیر همراستا با حاکمیت و کسانیکه مردم امروز بیش از پیش آنها را به همراهی با خود می شناسند، سناریوی دیگری است که فعلا و نه با نگاهی دوراندیشانه، همانند همه دیگر حکومتهای دیکتاتوری، برای مصرفی مقطعی به سراغ آن رفتند تا همانند دستگیری ها و کشتارها و رعب و وحشتها، مردم را از اعتراضشان به تقلب هر چه بیشتر دور نمایند.
چگونه است که ظرف یکماه و اندی سیاسیونی که اساسا بدلیل اعتراض به تقلب در انتخابات دستگیر شده اند همه حرفهایشان را تغییر می دهند و با حالی پریشان از رهبری حمایت می کنند !؟
چگونه است که از زندانهایی که عده ای نیز تا به امروز کشته شده اند می توان انتظار داشت راستای سیاسیون و افکار و ایدئولوژیشان به یکباره عوض کند آنهم بدون فشار؟
شاید اگر همه این معترضین را نیز به همان بندهای زندان اوین رهسپار کنند آنان نیز تغییر رویه دهند!
شاید اگر حصاری به وسعت مرزهای ایران در اطراف کشورمان بکشند و بصورت فشرده همان با مردم کنند که با این زندانیان در این مدت کرده اند، مردم نیز دیگر اعتراضی نداشته باشند؟
آیا در تاریخ جهان و نه ایران کسی سراغ دارد فردی سیاسی را که در عرض مدتی کوتاه بدون فشار و تهدید و ارعاب رای و نظرش را چنان تغییر دهد که گویی او به فشاری کوچک احتیاج داشته است؟
آیا به این فکر نکرده اند که که مثلا ابطحی را که مردم ناچیز و بسیار کم از صدا سیما می شناختند و او را از مطبوعات و وبلاگش می شناختند، باور این اعترافات برایشان امری طنزآمیز می باشد؟
آیا به این فکر نکرده اند که مردم از همان مسیری که سالهاست اخبار و اطلاعات را پیگیری می کنند و از همان طریق نیز ابطحی و امثال وی را می شناسند حقایق را در خواهند یافت و نه صدا و سیما. منکر نمی توان بود که صدا و سیما نیز ضریب نفوذی دارد و اما در این روزها به ضرب و زور سریال و ... نیز مردم دیگر باورش ندارند و کمتر بپایش می نشینند!
به این فکر نکرده اند که امروز مردم دیگر موسوی و خاتمی و کروبی را نیز عبور خواهند کرد اگر بر همراهی با مردم استوار نمانند که این واقعیت جریان جنبشی است که مدتی است به حرکت در آمده است.
از همین حالا می توان صدای شعارهایی را شنید که مردم در روزهای آتی به نشانه نپذیرفتن دروغهای حاکمیت برای برپایی نمایش این دادگاه ها سر خواهند داد. حاکمیت فراموش کرده است که دیگر مردم حرفهایش را باور ندارند. مگر نه اینکه در نماز جمعه رهبر و در تمام رسانه های وابسته به دولت مردم را پرهیز دادند از به خیابان ها آمدن و اعتراض به تقلب و تهدیدشان کردند به خونریزی؟ مگر نه اینکه زدند و کشتند و زندانی کردند که دیگر مردم اعتراض نکنند؟
اما این جنبش زنده است و با روشهای نخ نما شده و تاریخ مصرف دار فروکش نخواهد نمود. جنبشی که بشکلی تاریخی همه ی ایرانیان در تمام جهان را با افکار مختلف بگرد هم آورده است. جنبشی که دیگر خون داده است. چشمشان را همانند همه حکومتهای دیکتاتور و جنایتکار جهان در طول تاریخ، بر روی حرکت و خواست مردم بسته اند.




