
ورود مستقیمی به سیستمهای اداري، مديريتي كلان و بوروكراتيك درهم تنیده و مافیایی و محفلهاي بي هويت و متوهم جامعه با نگاهی طنزآلود و هنری و با لحاظ محدویتها و حریمها، بدون پرداخت باجی.
کاری سخت در رسانه ایرانی. اينکه چه چيز موجب می شود که اینگونه کار یا کارهای هنری-رسانه ای، مجوز پخش بگیرند موضوعي قابل بحث است. اما چه بخواهيم و چه نخواهیم، با توجه به ضریب نفوذ بالای آنها در سطح جامعه و تاثیرپذیری بسیار توده مردم از آنها، اين اتفاق، اتفاق خوبي است.
دوستي به طنز عنوان مي داشت كه اگر سريال "شبهاي برره" يكسال بطول مي انجاميد و هر شب از تلويزيون پخش مي شد بي شك لهجه مردم تحت تاثير آن تغيير مي كرد!
ديگر پديده سانسور هم كه به امري عادي در روزنامه، سينما، تاتر، كتاب، راديو-تلويزيون و ... تبديل شده است هم از عهده حذف كلياتي برنيامد و نمي آيد.
وقتي موضوعاتي باز مي شوند همانطور كه ديرتر نيز با "مارمولك" (از نويسنده همين مجموعه-پيمان قاسم خاني)، "ليلي با من است" و بسياري فيلمهاي ديگر باز شدند و يا حتي سهوا يا عمدا در يك شوي تلويزيوني نيروي انتظامي سوال پيچ مي شود و عاجز از پاسخ درباره طرح امنيت اجتماعي مي گردد، ديگر آبي است كه ريخته شده است. موضوع در ويترين است و در معرض ديد.
شايد ديگر كمي سخت تر باشد كه نيروي انتظامي سليقه اي، بي قانون و زورمدارانه حركت كند. هر حركت و اتفاق مثبتي جامعه را ورز مي دهد و نوع نگاه و سطح خواسته ها و توقعاتش را تغيير مي دهد.

پديده هاي بسياري از جمله رفتارهاي اجتماعي، مورد پوشش سريال "مرد هزار چهره" قرار گرفت. رفتارهايي كه در جامعه پرتناقضمان كمرنگ شده است. راستين بودن، ادب و قانون مداري. رفتارهاي اجتماعي اي كه جامعه آنها را پس مي زند و در تشويق و ارتقا آنها ناتوان است و افراد را براي بقا و زندگي روزمره شان به دورغ، رشوه و ... ترغيب مي كند. اين يك حقيقت است كه تلخي آن تنها نسل و جامعه معاصر را در بر نخواهد گرفت.
