بعد از مدتها با هم نشسته بودیم و گپ مي زديم; جند سالی هست که می شناسمش. كمي بزرگتر و هنوز هم جوان. مدتی هم با هم زندگی می کردیم. سيگار نه اما توانسته بود از الكل دل بكند. مجرد، مستقل و یک جورایی هم مذهبی. نمیدانم، شاید بهتر است بگویم از مذهب فقط نماز و روزه و شب احیا و آشورا و تاسوعا را می شناسد. آنشب! آنشب حتی تعریف می کرد براي دوستي و ارتباطش، صيغه را هم خودش جاري مي كند! نه آن دوستی را می فهمم و نه آن صیغه را!
بعد از مدتها با هم نشسته بودیم و گپ مي زديم; خيلي ساده و راحت برايم تعريف كرد ... . شوكه شدم. اما بروي خودم نمي آوردم. شنيدنش سخت بود. نه فقط به اين خاطر كه دوستم بود و مي شناختمش، نه! چراكه ديگر بي قبح برايم مي گفت. آنرا عادي جلوه مي داد و شايدم برايش عادي بود ديگر. از گراني و كلاسش مي گفت. از شيشه مي گفت، مثل سيگار كشيدن، مثل گوش دادن به موسيقي ... و مثل تمام عادي هاي ديگر زندگي اش. فقط يك ايراد وجود داشت. هنوز بي ازدواج و بچه است. اما نااميد از دور دستهايش. "او" یکی است از بيشماري از ديگر نااميدان بي دور دست، اسیر شيشه ای، بي قبح...
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:2  توسط نادی
|
بازی کودکانه برای فرار از یک واقعیت تاریخی. به همین سادگی. تغییر نام "خلیج فارس" به "خلیج عرب"، و حال تغيير نام آن به "خليج ايران" براي تحريك عده اي ديگر!
[دوراني كه ايران، شل حجابي، موسيقي، نقد، گفتگو، بحث و ... موقتا بصورت تقريبي آزاد مي باشد. دوراني كه مردان و زنانيكه در روزهاي غير انتخاباتي، بعضا در طرحهاي مختلف موسمي اجتماعي، مورد عنايت نيروهاي نظم دهنده به امور شخصي مردم! ، قرار مي گيرند و يا اساسا به غير از اين روزها اصلا بحساب نمي آيند، در تلويزيون به اصطلاح ملي، بارها و بارها مورد مصاحبه قرار مي گيرند. دوراني كه سرود ملي و مردم، تنها در اين دوران هر روز مورد توجه قرار مي گيرند و درست فرداي روز انتخابات چه از سوي حاكميت و چه از سوي جبهه ها و ائتلافهاي گوناگون همسو و نا همسو با حاكميت و دولت به فراموشي سپرده مي شوند]
سرودي بارها و بارها از تلويزيون پخش مي شد كه اولین سرود ملی مربوط به دوره قاجار است که موسیقی آن توسط موسیو لومر، موسیقیدان نظامی فرانسوی اعزامی به ایران در دوره قاجار، تصنیف شده است. این سرود در اصل برای پیانو نوشته شده و یک بار به هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید. اجرای آن توسط ارکستر ملل نخستین اجرای رسمی و ارکسترال آن است كه به پیشنهاد رهبر کنونی ارکستر ترانهای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و به همراه خواننده اجرا گردید. شعر آن چنین بود:
نام جاوید ای وطن
صبح امید ای وطن
چهره کن در اسمان
همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من
شور و سرمستی من
چهره کن در آسمان
همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم
که هم آواز تو منم
همه ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم
که نواگر این چمنم
همه ی جان و تنم
وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان
به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه زنان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
ز صلابت ایران جوان
-(اطلاعات مربوط به سرود برگرفته از ویکی پدیا)
اجراي جديد آن، مهرماه سال 84 در تالار وحدت توسط اركستر ملل ايران و به خوانندگي سالار عقيلي انجام شد.